شعر برگزیده از سید عباس مجابی

شعری منتخب از سید عباس مجابی(پدر حقیر)

آنکس که بجز ردای خون، جامه به بر نمی کند

 جـز به فرود تیغ تـو، سـیـنـه سـپـر نـمـی کـنـد

کی شود این دل مـرا، خانه عـشـق خـود کنی

گر چه چنین کنی دلم، خاک به سر نمی کـنـد

ای تو همـیـشـه دادرس، بـاز بـه داد مـن بـرس

جز تو به سوی هیچکس، دیده نـظر نـمی کـنـد

ای کـه جـدا ز دلـبـری، دل بـه در کـه  می بـری

دل کـه بـدون آن صـنـم، عـزم  سفـر نـمی کـنـد

مـرد  خـطــر  سـوار  را،  در  ره عـاشـقـان نـگـر

آنکه به خود بستـه دل، مـیـل خـطـر نـمی کـنـد

دل ندهی به هر خسی، ورنه به او نمی رسی

گـر چـه بـه مـرد سـوخـتـه، داغ اثـر نـمی کـنـد

در  پـی  آفـتـاب  رو،     دل  مـسـپـر  چـراغ  را

هـیـچ چـراغ روشـنـی، کـار سـحـر نـمـی کـنـد

بـانـگ ورای کـاروان، مـیـرسدت بـه گـوش جـان

بـار سـفـر بـسـتـه ای، مـرگ خـبـر نـمـی کـنـد

/ 0 نظر / 29 بازدید